تبادل لینک متنی نیاز شهر برای مدیران سایت ها
|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
کلبه عاشقان
دچار یعنی عاشق مکانیک قلبهای تصادفی بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران وبلاگ عاشقانه عکس ها و شعرهای عاشقانه عاشقانه اس ام اس های عاشقانه اس ام اس عاشقانه2 پسر ورسی بزرگترین آرششیو عکس و اس ام اس های باحال سایت اس ام اس های جدید خدا چقدر با من مهربان است جایی برای با هم بودن تبلیغات رایگان و تبادل لینک بزرگترین لیننک باکس فارسی زبانام اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
اس ام اس اونجوری&اینجوری
sms http://www.niazeshahr.com/links/index.htm" style="text-decoration: none"> تبادل لینک متنی نیاز شهر برای مدیران سایت ها |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
ام اس ناب naab
اس ام اس تولد ،اس ام اس خرداد ماه 88 ، sms tavalod ، اس ام اس ، sms ، اس ام اس سرکاري sms sarekari ، اس ام اس جوک خنده دار sms khande dar jadid ، اس ام اس غمگين sms ghamgin ،پيامک جديد ، Payamake jadid , پيامک غمگين ، پيامک بسيار جديد ، پيامک هاي بسيار زيبا ، جديدترين اس ام اس هاي روز ، اس ام اس 2009 ، اس ام اس فلسفي پيامک فلسفي ، اس ام اس عاشقانه sms asheghane ، اس ام اس جديد ، اس ام اس روز sms rooz ، اس ام اس براي همه ، اس ام اس جديد يوزارسيف ، اس ام اس عرفاني erfani ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس سركاري ، اس ام اس توپ sms toop ، اس ام اس شاعرانه ، اس ام اس هاي تولد tavalod tabrik ، اس ام اس براي تولد ، اس ام اس غمگين عاشقانه ، اس ام اس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي غمگين ، اس ام اس تولد خنده دار ،داغ ترين اس ام اس ها ، اس ام اس تبريک ازدواج ezdevaj sms ، اس ام اس انگليسي ، ، اس ام اس فلسفي ، ، هرروز با اس ام اس ،اس ام اس استقلالي esteghlal ، اس ام اس پرسپوليسي perspolis ، اس ام اس هاي سرکاري ، اس ام اس مذهبي mazhabi ، اس ام اس ناب naab ، اس ام اس سرکاري و خنده دار ، اس ام اس جوک خنده دار جديد ، اس ام اس باحال 2009 ، اس ام اس سالگرد ازدواج ، يوزارسيف sms ، لطيفه هاي اس ام اسي ، Free beautiful sms for new ، اس ام اس زيبا sms ziba ، جوك و اس ام اس ، اس ام اس دلتنگي ، اس ام اس تولد عاشقانه ، اس ام اس تازه taze ، اس ام اس تبريك ازدواج ، ، اس ام اس براي معشوق ، اس ام اس فلسفي عرفاني ، پيامک عاشقانه و عارفانه ، جوک جديد ، اس ام اس بي ادبي جديد اس ام اس عشقي اس ام اس +18 اس ام اس جديد مرکز جديدرين ، جوک جديد جديد ، اس ام اس کاملاجديد ، مرکز جديدترين اس ام اس ها sms new , sms news , sms for love , sms joke , sms tavalod , payamak tavalod , jadid , dagh , sms, mm
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
هنوز هم با عشق تو پا بر جام
هنوز هم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام هنوز هم صدایت را می شنوم با این که صدایم نکرده ای هنوز هم همه جا می بینمت با این که به دیدنم نیامده ای هنوز هم با عشق تو پا بر جام
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم
وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست. از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ من شکو فائی گلهای امیدم را در روءیاهامی بینم، و ندائی که به من می گوید: "گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پر و بال. تو گل سرخ منی، تو گل یاسمنی تو مثل چشمه نوشین کوهسارانی تو مثل قطره باران نو بهارانی،تو روح بارانی تو چنان شبنم پاک سحری؟ - نه، از آن پاکتری. تو بهاری؟ نه،-بهاران از توست. از تو می گیردوام، هر بهار اینهمه زیبایی را. گل به گل،سنگ به سنگ این دشت یادگاران تواند. رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ در تمام در و دشت سوکواران تواند. در دلم آرزوی آمدنت می میرد رفته ای اینک،اما آیا باز بر می گردی؟ چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد! در میان من و تو فاصله ها ست. گاه می اندیشم، -می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانائی بخشش داری. دستهای تو توانائی آن را دارد؛ -که مرا، زندگانی بخشد. وتو چون مصرع شعری زیبا، سطر برجسته ای از زندگی من هستی. من در آئینه رخ خود دیدم، و به تو حق دادم. آه می بینم،می بینم تو به اندازه تنهائی من خوشبختی من به اندازه زیبائی تو غمگینم آرزومی کردم، که تو خواننده شعرم باشی. -راستی شعر مرا می خوانی؟- نه،دریغا،هرگز، باورم نیست که خواننده شعرم باشی. - کاشکی شعر مرا می خواندی!- وقتی تو نیستی، خورشید تابناک، شاید دگر درخشش خود را، و کهکشان پیر گردش خود را از یاد می برد. و هر گیاه، از رویش نباتی خود، بیگانه می شود. افسوس! آیا چه کسی تو را، از مهربان شدن با من، مایوس می کند؟ ای مهربان من، من دوست دارمت؛ چون سبزه های دشت چون برگ سبز رنگ درختان نارون. ای قامت بلند مقدس،تندیس جاودان، ای مرمرسپید، ای قامت بلند ای از درخت افرا گردنفرازتر از سرو سربلند بسی پاکبازتر ای آفتاب تابان از نور آفتاب بسی دلنوازتر ای پاک تراز برفهای قله الوند، تو ،با نوشخند مهر،با واژه محبت، فرسوده جان محتضرم را ز بند درد آزاد می کنی. وبا نوازشت،این خشکزار خاطره ام را، آباد می کنی. ای مرمر بلند سپید،ای پاکی مجرد پنهان مهر سکوت را ،زین سنگواره لب سرد ساکتت -بردار ای آفریده من،با واژه های ناب در معبد خیالی خود ساختم تو را. اما،ای آفریده من! -نه، ای خود تو آفریده مرا، -اینک، با من چه می کنی؟؟؟؟؟؟!!!!!! ای بلند اندام،سیاه جامه به تن،دلبر دلیر، آن شیر بیا که دیده من به جستجوی تو گر از دری شده نومید گمان مدار که هرگز -دری دگر زده است در انتظار امیدم،در انتطار امید طلوع پاک فلق را،چه وقت آیا من به چشم- غو طه ورم در سرشک- خواهم دید؟؟؟!!! تو ای گریخته از من! حصار خلوت تنهایی مرا بشکن به من بتاب،که سنگ سرد دره ام که کوچکم،که ذره ام مرا ز شرم مهر خویش آب کن مرا به خویش جذب کن،مرا هم آفتاب کن. دوباره با تو نشستن - دوباره آزادی؟ مگر به خواب ببینم، - شبی بدین شادی اگر تو باز نگردی،به طفل ساده خواهر که نام خوب تو را زنام مادر خود بیشتر صدا زده است چگونه با چه زبانی به او توانم گفت:"که بر نمی گردی" ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم تصوری ست همیشه، همیشه بی تصویر،همیشه بی تعبیر دوباره با من باش! پناه خاطره ام ای دو چشم،روشن باش!(فانوس روشن باش) من ندانم که کیم ،من فقط می دانم که تویی،شاه بیت غزل زندگیم |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
چند عاشقانه کوتاه ولی زیبا
در عشق تو از بس که خروش آوردیم دریای سپهر را به جوش آوردیم چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت رفتیم و زبانهای خموش آوردیم مختارنامه/عطار ************************* اندر دل من بدین عیانی که تویی وز دیده من بدین نهانی که تویی وصاف ترا وصف نداند کردن تو خود به صفات خود چنانی که تویی خواجه عبدالله انصاری ********************* می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت زنهار به کس مگو تو این راز نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت *********************** الله به فریاد من بی کس رس فضل و کرمت یار من بی کس بس هر کسی به کسی و حضرتی مینازد جز حضرت تو ندارد این بی کس کس *************************** ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد فرهاد صفت در آرزویی شیرین دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد **************************** من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم *************************** ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود من عاشق واو زعشق من بی خـبر است ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتی که می بوسم تو را گفتم تمنا می کنم گفتی اگر بیند کسی گفتم که حاشا می کنم گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟ گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟ گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
آن كو به یكی « آری » می میرد
نگاه كن چه فروتنانه بر خاك می گسترد آنكه نهال نازك دستانش ازعشق خداست و پیش عصیانش بالای جهنم پست است
قلعه ای عظیم |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری...
آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری؟ آخه مگه حرفی زدم ،زخم زبونی من زدم؟ آره همش بهانه بود ،مسئله یار دیگه بود! دلت هوایی شده بود كارم از كار گذشته بود! برو با یارت عزیزم رها كن این تن منو... الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم! اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری... كه مثله من اسیربشه ،آواره از خونه بشه... منم یه قول بهت میدم ،یه روز فراموشت كنم! قلبمو سنگیش بكنم،عشقتو خاكستر كنم! اگه یه روز خواستی گلم كسی رو نفرینش كنی... بگو كه مثله من بشه ،زجر جدایی بكشه!!! |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح بر انگیزم گر سوختنم باید افروختنم باید صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم ای سایه سحرخیزان دل واپس خورشیدند |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
چه جایت خالی است اینجا، کنارم توی آغوشم
چه جایت خالی است اینجا میان بازوان من نگاهت در نگاه من، لبانت بر لبان من و لبخندت که سرشارست از طعم غم و لذت صدای ناله های تو، و آه ناگهان من و گرمای تن عریان و خیست توی دستانم و مخلوط عرق با اشکهایت در دهان من نفسهای عمیق و آتشینت، آه های تو و درد هر خراش ناخنت تا استخوان من چه جایت خالی است اینجا، کنارم توی آغوشم هزاران خاطره جای تو بین بازوان من بیا تصویر کن روی لبم نقش لبانت را و پر کن جای خالی را عروس داستان من |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
در حضور خارها هم می شود یك یاس بود در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
از تو طلب دیدار او میکنم
هر روز دست به دعا کردم
از ته دل خدا خدا کردم گفتمش یا رب ز من دیوانگی اموختی محبت را مهربانی را در دلم افروختی حال من عاشق زلف او شدم مثل یک دیوانه در کویش شدم یا رب این عشق با من چه ها میکند درد این دل را دوا میکند عاشقی سخت است ولی با او شیدا میکنم از این عشق تو را شکر میکنم من هر روز دست به دعا میکنم از تو طلب دیدار او میکنم تو خود میدانی در کوی او هجرانم باری از کوه غم در دل دارم هر شب از غم هجران اشک بر سموات دارم یارب این هجران را پابان بده این دو دل را در کنار هم به مهربانی بده |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
دلم هواتو کرده نازنینم
دلم هواتو کرده نازنینم تو عشقت اولین و آخرینم می خوام برگردی و پیشم بمونی واسم از عشق و عاشقی بخونی دل و هوایی کردی و نگفتی که چی می شه شبام سرد و چه تاره دلم چه بی قراره اگه عاشق بودیم با هم می موندیم دلم هواتو کرده نازنینم بازم دیر نشده برگرد به خونه |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
بیا پــــــر شوم از تو تا پــــر شود
خوشا شب نشستن به پهلوی تو تـــماشای پـــرواز گـــــیسوی تو خوشا با تــو سرگرم صحبت شدن وســـجده به محـــراب ابـــروی تو خوشا در نگاه تو چون می خـــراب خوشا نـــازنین چشم نــــازوی تو دو چـــشم پـــر از کهربای خموش که نـــاگه مرا میکشد ســـوی تو خوشا بـــازی دســـت اعـــجاز گر که گـــل چیند از بــــاغ جادوی تو ... بیا پــــــر شوم از تو تا پــــر شود ســــکوت زمین از هــــیاهوی تو |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
ز چه رو سبز بنامم به دروغ
چقدر ثانیه ها نامردند ، گفته بودند كه برمی گردند بر نگشتند و پس از رفتنشان ، بی جهت عقربه ها می گردند آه این ثانیه های بی رحم چه بلایی به سرم آوردند نه به چشمم افقی بخشیدند ، نه زبغضم گرهی وا كردند ز چه رو سبز بنامم به دروغ ، لحظه هایی كه یكایك زردند لحظه ها همهمه هایی موهوم ، لحظه ها ، فاصله هایی سردند بگذارید از پیشم بروند . لحظه هایی كه همه بی دردند. |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
تو رو به تمام ستاره های آسمون آشنا کنم
آخ که دلم گرفته نمیشنوم صداتو آخ که دلم گرفت نمیبینم نگاتو ببین اینه قصه ی من و تو قصه ای که بود آخرش جدایی من وتو آخ که دلم گرفته نمی تونم از تو جدا شم آخ که دلم گرفته نمیدونم چطور بی تو باشم کاشکی پیشم می موندی چرا پیشم نموندی نمیدونی که اون موقع دستامو گرفتی چه رویایی داشتم میخواستم تو رو به تمام ستاره های آسمون آشنا کنم آخه چرا من وتنها گذاشتی.رفتی ولی بدون که با رفتنت هیچی تموم نمیشه تو برام مثل یه غنچه ی گلی هستی که اگرچه گلبرگاش پرپر شده اما خود غنچه از بین نمیره میتونم دلیلش اینه که: عاشق از عاشقی سیر نمیشه |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
نوازش چشمای
از زندگی نصیب من شده فقط ماتم و غم رویای با تو بودنم شده برام كابوس و وهم نوازش چشمای تو انگار برام محال شده دیدن روی ماه تو دیگه برام خیال شده دستای سرد و خشكیدم گرمی دستاتو می خواد قلب مریضمم دیگه ارامش و با تو می خواد منتظرم تا كه بیای زندگیمون بهار بشه محبت های گرم تو چراغ خونمون بشه |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
شبه شاد شبانگاه تویی
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ، چند وقت است كه هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی همان منظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور به همان سایه همان وهم ، همان تصویری كه سراغش ز غزل های خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تكلم ، به دلارایی تو، به تماشا ، به خموشی، به شكیبایی تو به نفس های تو در سایه سنگین سكوت به سخن های تو به لهجه شیرین سكوت شبهی چند شب است آفت جانم شده است اول نام كسی ورد زبانم شده است در من انگار كسی در پی انكار من است یك نفر مثل خودم عاشق دیدار من است یك نفر ساده چنان ساده كه از سادگی اش می توان یك شبه پی برد به دلدادگی اش حتم دارم كه تویی آن شبه آیینه پوش ، عاشقی جرم قشنگی است به انكار مكوش آری آن خواب كه شب آفت جانم شده بود آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود اینك از پشت دل آیینه پیداست و تماشا گه این خیل تماشا شده است آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبه شاد شبانگاه تویی.
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
اما هیچ وقت نزارید غصه باشه توی نگاش
روی قبرم بنویسید دختری تنها بود |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
بوی عطرت پر كرده فضای خونه
عزیز این دل تنها تو بودی
رفیق و همدم دردام تو بودی رفتی و بی كس شدم تو این زمونه مهمونم غصه و غم شده تو خونه عكس تو مثل یه همدم برا قلبم دیدنش هم مرهمه واسه دل تنگم بوی عطرت پر كرده فضای خونه وقتی حسش می كنم می شم دیوونه |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
بمونی یكه و تنها توی اون لحظه سخت
خیلی سخته كه بدونی دل عشقت جای دیگست خیلی سخته كه بخونی از چشاش دلواپس كسی دیگست خیلی سخته كه شبا به یاد حرفاش نخوابی صبح بلندشی وببینی كه یه نامه مونده باقی نامه ای پر از خیانت كه نداره توش صداقت نامه ای كه مهر باطل بزنه روی خیالت یكدفعه خراب بشه اون ارزوهای قشنگ بمونی یكه و تنها توی اون لحظه سخت |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
تو نامه ی غمگین تو دیدم نوشتی مجبورم
نامت به دست من رسید مواظب خودت باش رفتی اگه دلت شكست برگردبیا پیشم باز نمی دونم چی شده كه دیگه منودوست ندای اسیر عشق كی شدی كه منو از یاد میبری با عكستو همش دارم روز و شب سر می كنم با اشكای پر از گله دارم با تو حرف میزنم تو نامه ی غمگین تو دیدم نوشتی مجبورم كی مجبورت كرده گلم بیاپیشم منتظرم |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
درس معلم
درس معلم
در کلاس روزگار |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
به ناله کار میسر نمیشود سعدی
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال بدار یک نفس ای قاید این زمام جمال دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل به تیغ هندی دشمن قتال مینکند جماعتی که نظر را حرام میگویند غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود تو بر کنار فراتی ندانی این معنی اگر مراد نصیحت کنان ما اینست به خاک پای تو داند که تا سرم نرود حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست به ناله کار میسر نمیشود سعدی |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
پاسبان مردم چشم نگران بود مرا
روزگاری که رخت قبلهی جان بود مرا چند روزی که به سودای تو جان میدادم یادباد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز یادباد آن که چو آغاز سخن میکردی یاد باد آن که چو میشد سرت از باده گران یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز یاد باد آن که دمی گر ز درت میرفتم |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
خانه ام ابری است " ...
ناودانها شر شر باران بی صبری است آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری است پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد در تب دردی که مثل زندگی جبری است و سرانگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است " ... |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
هزار سالِ نوری فاصله است
حالا آنقدر غریبهایم که انگار هزار سالِ نوری فاصله است بین چشمهایمان و دستهایمان و تنهایمان و کم کم فراموش خواهم کرد رنگ چشمهایت را در آن همآغوشی عصر بهار و تو فراموش خواهی کرد مرا و خط خواهی زد این دو ماه را و خواهی رفت به جایی دور از من اما به یاد خواهم داشت تو را در تمام نشانهها و رنگ زرد و بغضی که گلویم را خواهد فشرد حتی با این فاصلهی نوری و دستهایی که دیگر وجود نخواهند داشت تا من بر سر انگشتانش بوسه بزنم ... ایمان دوباره ها |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر تا که گلباران شود کلبه ویران من تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان تا بهار دلنشین آمده سوی چمن باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم |+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه ی شماره 1
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز می شود، با شناخت سست و سست تر می شود.. اما عشقی که با شناخت آغاز می شود با هر نگاه عمیق و عمیق تر می شود. منبع: اختصاصی وبلاگ اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه ی شماره 2 اس ام اس عاشقانه ی شماره 3 اس ام اس عاشقانه ی شماره 4 اس ام اس عاشقانه ی شماره 5 اس ام اس عاشقانه ی شماره 6 اس ام اس عاشقانه ی شماره 7 اس ام اس عاشقانه ی شماره 8 اس ام اس عاشقانه ی شماره 9 اس ام اس عاشقانه ی شماره 10 اس ام اس عاشقانه ی شماره 11 اس ام اس عاشقانه ی شماره 12 اس ام اس عاشقانه ی شماره 13 اس ام اس عاشقانه ی شماره 14 اس ام اس عاشقانه ی شماره 15 اس ام اس عاشقانه ی شماره 16 اس ام اس عاشقانه ی شماره 17 اس ام اس عاشقانه ی شماره 18 اس ام اس عاشقانه ی شماره 19 اس ام اس عاشقانه ی شماره 20 اس ام اس عاشقانه ی شماره 21 اس ام اس عاشقانه ی شماره 22 اس ام اس عاشقانه ی شماره 23 اس ام اس عاشقانه ی شماره 24 you are like the sunshine so warm,
you are like suger so sweet, you are like you and thats the reason why I Love you
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت
|