تبليغاتX

تبادل لینک متنی نیاز شهر برای مدیران سایت ها

اس ام اس اونجوری&اینجوری
اس ام اس اونجوری&اینجوری
sms

http://www.niazeshahr.com/links/index.htm" style="text-decoration: none">
تبادل لینک متنی نیاز شهر برای مدیران سایت ها

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

ام اس ناب naab
اس ام اس تولد ،اس ام اس خرداد ماه 88 ، sms tavalod ،  اس ام اس ، sms ، اس ام اس سرکاري sms sarekari ، اس ام اس جوک خنده دار sms khande dar jadid ، اس ام اس غمگين sms ghamgin ،پيامک جديد ، Payamake jadid , پيامک غمگين ، پيامک بسيار جديد ، پيامک هاي بسيار زيبا ، جديدترين اس ام اس هاي روز ، اس ام اس 2009 ، اس ام اس فلسفي پيامک فلسفي ، اس ام اس عاشقانه sms asheghane ، اس ام اس جديد ، اس ام اس روز sms rooz ، اس ام اس براي همه  ، اس ام اس جديد يوزارسيف ، اس ام اس عرفاني erfani ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس سركاري ، اس ام اس توپ sms toop ، اس ام اس شاعرانه ، اس ام اس هاي تولد tavalod tabrik ، اس ام اس براي تولد ، اس ام اس غمگين عاشقانه ، اس ام اس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي غمگين ، اس ام اس تولد خنده دار ،داغ ترين اس ام اس ها ، اس ام اس تبريک ازدواج ezdevaj sms ، اس ام اس انگليسي ،  ، اس ام اس فلسفي ،  ، هرروز با اس ام اس ،اس ام اس استقلالي esteghlal ، اس ام اس پرسپوليسي perspolis ، اس ام اس هاي سرکاري ،  اس ام اس مذهبي mazhabi ، اس ام اس ناب naab ، اس ام اس سرکاري و خنده دار ، اس ام اس جوک خنده دار جديد ، اس ام اس باحال 2009 ، اس ام اس سالگرد ازدواج ، يوزارسيف sms ، لطيفه هاي اس ام اسي ، Free beautiful sms for new ، اس ام اس زيبا sms ziba ، جوك و اس ام اس ، اس ام اس دلتنگي ، اس ام اس تولد عاشقانه ، اس ام اس تازه taze ، اس ام اس تبريك ازدواج ،  ، اس ام اس براي معشوق ، اس ام اس فلسفي عرفاني ، پيامک عاشقانه و عارفانه ،  جوک جديد ،  اس ام اس بي ادبي جديد اس ام اس عشقي اس ام اس +18 اس ام اس جديد مرکز جديدرين ،  جوک جديد جديد ، اس ام اس کاملاجديد ، مرکز جديدترين اس ام اس ها sms new , sms news , sms for love , sms joke , sms tavalod , payamak tavalod , jadid , dagh , sms, mm
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

هنوز هم با عشق تو پا بر جام

هنوز هم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام

 هنوز هم صدایت را می شنوم با این که صدایم نکرده ای

 هنوز هم همه جا می بینمت با این که به دیدنم نیامده ای

 هنوز هم با عشق تو پا بر جام

 

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم

وای، باران؛ باران؛
شیشه پنجره را باران شست.
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
من شکو فائی گلهای امیدم را در روءیاهامی بینم،
و ندائی که به من می گوید:
"گر چه شب تاریک است
دل قوی دار،
سحر نزدیک است
از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پر و بال.
تو گل سرخ منی، تو گل یاسمنی
تو مثل چشمه نوشین کوهسارانی
تو مثل قطره باران نو بهارانی،تو روح بارانی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
- نه، از آن پاکتری.
تو بهاری؟ نه،-بهاران از توست.
از تو می گیردوام، هر بهار اینهمه زیبایی را.
گل به گل،سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تواند.
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت سوکواران تواند.
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک،اما آیا باز بر می گردی؟
چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد!
در میان من و تو فاصله ها ست.
گاه می اندیشم،
-می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
تو توانائی بخشش داری.
دستهای تو توانائی آن را دارد؛
-که مرا، زندگانی بخشد.
وتو چون مصرع شعری زیبا،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
من در آئینه رخ خود دیدم، و به تو حق دادم.
آه می بینم،می بینم
تو به اندازه تنهائی من خوشبختی
من به اندازه زیبائی تو غمگینم
آرزومی کردم،
که تو خواننده شعرم باشی.
-راستی شعر مرا می خوانی؟-
نه،دریغا،هرگز،
باورم نیست که خواننده شعرم باشی.
- کاشکی شعر مرا می خواندی!-
وقتی تو نیستی، خورشید تابناک،
شاید دگر درخشش خود را،
و کهکشان پیر گردش خود را
از یاد می برد. و هر گیاه،
از رویش نباتی خود، بیگانه می شود.
افسوس!
آیا چه کسی تو را،
از مهربان شدن با من، مایوس می کند؟
ای مهربان من،
من دوست دارمت؛
چون سبزه های دشت
چون برگ سبز رنگ درختان نارون.
ای قامت بلند مقدس،تندیس جاودان،
ای مرمرسپید،
ای قامت بلند ای از درخت افرا
گردنفرازتر
از سرو سربلند بسی پاکبازتر
ای آفتاب تابان
از نور آفتاب بسی دلنوازتر
ای پاک تراز برفهای قله الوند،
تو ،با نوشخند مهر،با واژه محبت،
فرسوده جان محتضرم را ز بند درد
آزاد می کنی.
وبا نوازشت،این خشکزار خاطره ام را،
آباد می کنی.
ای مرمر بلند سپید،ای پاکی مجرد پنهان
مهر سکوت را ،زین سنگواره لب سرد ساکتت
-بردار
ای آفریده من،با واژه های ناب
در معبد خیالی خود ساختم تو را.
اما،ای آفریده من!
-نه، ای خود تو آفریده مرا،
-اینک،
با من چه می کنی؟؟؟؟؟؟!!!!!!
ای بلند اندام،سیاه جامه به تن،دلبر دلیر، آن شیر
بیا که دیده من
به جستجوی تو گر از دری شده نومید
گمان مدار که هرگز
-دری دگر زده است
در انتظار امیدم،در انتطار امید
طلوع پاک فلق را،چه وقت آیا من
به چشم- غو طه ورم در سرشک-
خواهم دید؟؟؟!!!
تو ای گریخته از من! حصار خلوت تنهایی مرا بشکن
به من بتاب،که سنگ سرد دره ام
که کوچکم،که ذره ام
مرا ز شرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن،مرا هم آفتاب کن.
دوباره با تو نشستن
- دوباره آزادی؟
مگر به خواب ببینم،
- شبی بدین شادی
اگر تو باز نگردی،به طفل ساده خواهر
که نام خوب تو را
زنام مادر خود بیشتر صدا زده است
چگونه با چه زبانی به او توانم گفت:"که بر نمی گردی"
ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم
تصوری ست همیشه،
همیشه بی تصویر،همیشه بی تعبیر
دوباره با من باش! پناه خاطره ام
ای دو چشم،روشن باش!(فانوس روشن باش)
من ندانم که کیم ،من فقط می دانم
که تویی،شاه بیت غزل زندگیم
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

چند عاشقانه کوتاه ولی زیبا

 

در عشق تو از بس که خروش آوردیم

دریای سپهر را به جوش آوردیم

چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت

رفتیم و زبانهای خموش آوردیم

مختارنامه/عطار

*************************

اندر دل من بدین عیانی که تویی

وز دیده من بدین نهانی که تویی

وصاف ترا وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی

خواجه عبدالله انصاری

*********************

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

***********************

الله به فریاد من بی کس رس

فضل و کرمت یار من بی کس بس

هر کسی به کسی و حضرتی مینازد

جز حضرت تو ندارد این بی کس کس

***************************

ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد

چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد

فرهاد صفت در آرزویی شیرین

دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد

****************************

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

 ***************************

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود

در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود

من عاشق واو زعشق من بی خـبر است

ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند

گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

آن كو به یكی « آری » می میرد

نگاه كن چه فروتنانه بر خاك می گسترد
آنكه نهال نازك دستانش
ازعشق
خداست
و پیش عصیانش
بالای جهنم
پست است


آن كو به یكی « آری » می میرد
نه به زخم صد خنجر،
مگر آنكه از تب وهن
دق كند

قلعه ای عظیم
كه طلسم دروازه اش
كلام كوچك دوستی است

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری...

آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری؟

آخه مگه حرفی زدم ،زخم زبونی من زدم؟

آره همش بهانه بود ،مسئله یار دیگه بود!

دلت هوایی شده بود كارم از كار گذشته بود!

برو با یارت عزیزم رها كن این تن منو...

الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم!

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری...

كه مثله من اسیربشه ،آواره از خونه بشه...

منم یه قول بهت میدم ،یه روز فراموشت كنم!

قلبمو سنگیش بكنم،عشقتو خاكستر كنم!

اگه یه روز خواستی گلم كسی رو نفرینش كنی...

بگو كه مثله من بشه ،زجر جدایی بكشه!!!

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان

چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم
وین آتش خندان را با صبح بر انگیزم

گر سوختنم باید افروختنم باید
ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد
تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم

چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم

برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش
وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم

چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم

ای سایه سحرخیزان دل واپس خورشیدند
زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

چه جایت خالی است اینجا، کنارم توی آغوشم

چه جایت خالی است اینجا میان بازوان من

نگاهت در نگاه من، لبانت بر لبان من

و لبخندت که سرشارست از طعم غم و لذت

صدای ناله های تو، و آه ناگهان من

و گرمای تن عریان و خیست توی دستانم

و مخلوط عرق با اشکهایت در دهان من

نفسهای عمیق و آتشینت، آه های تو

و درد هر خراش ناخنت تا استخوان من

چه جایت خالی است اینجا، کنارم توی آغوشم

هزاران خاطره جای تو بین بازوان من

بیا تصویر کن روی لبم نقش لبانت را

و پر کن جای خالی را عروس داستان من

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

در حضور خارها هم می شود یك یاس بود
در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یك متروكه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال
نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

از تو طلب دیدار او میکنم
هر روز دست به دعا کردم

 از ته دل خدا خدا کردم

گفتمش یا رب ز من دیوانگی اموختی

محبت را  مهربانی را در دلم افروختی

 حال من عاشق زلف او شدم

مثل یک دیوانه در کویش شدم

یا رب این عشق با من چه ها میکند

 درد این دل را دوا میکند

 عاشقی سخت است ولی با او شیدا میکنم

 از این عشق تو را شکر میکنم

من هر روز دست به دعا میکنم

 از تو طلب دیدار او میکنم

تو خود میدانی در کوی او هجرانم

باری از کوه غم در دل دارم

هر شب از غم هجران اشک بر سموات دارم

 یارب این هجران را پابان بده

این دو دل را در کنار هم به مهربانی بده

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

دلم هواتو کرده نازنینم

دلم هواتو کرده نازنینم
تو عشقت اولین و آخرینم
می خوام برگردی و پیشم بمونی
واسم از عشق و عاشقی بخونی

دل و هوایی کردی و نگفتی که چی می شه
می دونم رفتی و پیشم نمی یای تا همیشه
تو که حرف دلت عشق و امید و آرزو بود
بدون که عشق عاشق از ندیدن کم نمیشه

شبام سرد و چه تاره دلم چه بی قراره
از اون روزی که رفتی دیگه آروم نداره

اگه عاشق بودیم با هم می موندیم
سرود زندگی با هم می خوندیم
ولی رفتی و پیش هم نموندیم
تموم نامه هامون و سوزوندیم
بازم دیر نشده برگرد به خونه
بذار حرمت عشقمون بمونه
می خوام با دستای قشنگ و نازت
بسازم خونمون و عاشقونه

دلم هواتو کرده نازنینم
تو عشقت اولین و آخرینم
می خوام برگردی و پیشم بمونی
واسم از عشق و عاشقی بخونی

بازم دیر نشده برگرد به خونه
بذار حرمت عشقمون بمونه
می خوام با دستای قشنگ و نازت
بسازم خونمون و عاشقونه

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

بیا پــــــر شوم از تو تا پــــر شود

خوشا شب نشستن به پهلوی تو

تـــماشای پـــرواز گـــــیسوی تو

خوشا با تــو سرگرم صحبت شدن

وســـجده به محـــراب ابـــروی تو

خوشا در نگاه تو چون می خـــراب

خوشا نـــازنین چشم نــــازوی تو

دو چـــشم پـــر از کهربای خموش

که نـــاگه مرا میکشد ســـوی تو

خوشا بـــازی دســـت اعـــجاز گر

که گـــل چیند از بــــاغ جادوی تو

...

بیا پــــــر شوم از تو تا پــــر شود

ســــکوت زمین از هــــیاهوی تو

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

ز چه رو سبز بنامم به دروغ

چقدر ثانیه ها نامردند ، گفته بودند كه برمی گردند
بر نگشتند و پس از رفتنشان ، بی جهت عقربه ها می گردند
آه این ثانیه های بی رحم چه بلایی به سرم آوردند
نه به چشمم افقی بخشیدند ، نه زبغضم گرهی وا كردند
ز چه رو سبز بنامم به دروغ ، لحظه هایی كه یكایك زردند
لحظه ها همهمه هایی موهوم ، لحظه ها ، فاصله هایی سردند
بگذارید از پیشم بروند . لحظه هایی كه همه بی دردند. 
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

تو رو به تمام ستاره های آسمون آشنا کنم

آخ که دلم گرفته    

نمیشنوم صداتو

 آخ که دلم گرفت

نمیبینم نگاتو

ببین اینه قصه ی من و تو

قصه ای که بود آخرش جدایی من وتو

آخ که دلم گرفته نمی تونم از تو جدا شم

آخ که دلم گرفته نمیدونم چطور بی تو باشم

کاشکی پیشم می موندی چرا پیشم نموندی نمیدونی که اون موقع دستامو گرفتی چه رویایی داشتم

میخواستم تو رو به تمام ستاره های آسمون آشنا کنم آخه چرا من وتنها گذاشتی.رفتی ولی بدون که

با رفتنت هیچی تموم نمیشه تو برام مثل یه غنچه ی گلی هستی که اگرچه گلبرگاش پرپر شده اما خود

غنچه از بین نمیره میتونم دلیلش اینه که:

      عاشق از عاشقی سیر نمیشه

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

نوازش چشمای

از زندگی نصیب من شده فقط ماتم و غم
رویای با تو بودنم شده برام كابوس و وهم
نوازش چشمای تو انگار برام محال شده
دیدن روی ماه تو دیگه برام خیال شده
دستای سرد و خشكیدم گرمی دستاتو می خواد
قلب مریضمم دیگه ارامش و با تو می خواد
منتظرم تا كه بیای زندگیمون بهار بشه
محبت های گرم تو چراغ خونمون بشه
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

شبه شاد شبانگاه تویی

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ، چند وقت است كه هر شب به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی همان منظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور
به همان سایه همان وهم ، همان تصویری كه سراغش ز غزل های خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تكلم ، به دلارایی تو، به تماشا ،  به خموشی، به شكیبایی تو
به نفس های تو در سایه سنگین سكوت به سخن های تو به لهجه شیرین سكوت
شبهی چند شب است آفت جانم شده است اول نام كسی ورد زبانم شده است
در من انگار كسی در پی انكار من است یك نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یك نفر ساده چنان ساده كه از سادگی اش می توان یك شبه پی برد به دلدادگی اش
حتم دارم كه تویی آن شبه آیینه پوش ، عاشقی جرم قشنگی است به انكار مكوش
آری آن خواب كه شب آفت جانم شده بود آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود
اینك از پشت دل آیینه پیداست و تماشا گه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبه شاد شبانگاه تویی.  

 

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

اما هیچ وقت نزارید غصه باشه توی نگاش
 

روی قبرم بنویسید دختری تنها بود
دختری اسیر دست غم و دردهابود
بنویسید دلش مثل اینه صاف بود
عاشقی شكسته دل تو این دیار بی كس بود
بعد مرگم نمی خوام برای من گریه كنید
چشمای پر مهرتون رو واسه من خسته كنید
اگه عشق من اومد بهش بگین شدم فداش
بزاریدتابدونه جونموریختم من به پاش
بزارید تا بدونه عاشق واقعیش منم
اما هیچ وقت نزارید غصه باشه توی نگاش

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

بوی عطرت پر كرده فضای خونه
عزیز این دل تنها تو بودی
رفیق و همدم دردام تو بودی
رفتی و بی كس شدم تو این زمونه
مهمونم غصه و غم شده تو خونه
عكس تو مثل یه همدم برا قلبم
دیدنش هم مرهمه واسه دل تنگم
بوی عطرت پر كرده فضای خونه
وقتی حسش می كنم می شم دیوونه
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

بمونی یكه و تنها توی اون لحظه سخت

خیلی سخته كه بدونی دل عشقت جای دیگست
خیلی سخته كه بخونی از چشاش دلواپس كسی دیگست
خیلی سخته كه شبا به یاد حرفاش نخوابی
صبح بلندشی وببینی كه یه نامه مونده باقی
نامه ای پر از خیانت كه نداره توش صداقت
نامه ای كه مهر باطل بزنه روی خیالت
یكدفعه خراب بشه اون ارزوهای قشنگ
بمونی یكه و تنها توی اون لحظه سخت
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

تو نامه ی غمگین تو دیدم نوشتی مجبورم

نامت به دست من رسید مواظب خودت باش
رفتی اگه دلت شكست برگردبیا پیشم باز
نمی دونم چی شده كه دیگه منودوست ندای
اسیر عشق كی شدی كه منو از یاد میبری
با عكستو همش دارم روز و شب سر می كنم
با اشكای پر از گله دارم با تو حرف میزنم
تو نامه ی غمگین تو دیدم نوشتی مجبورم
كی مجبورت كرده گلم بیاپیشم منتظرم
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

درس معلم
درس معلم

در کلاس روزگار
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان
درس زیستن کنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشک غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درسها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست
نام اوست : مرگ
و آنچه را که درس می دهد
زندگی است ...

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

به ناله کار میسر نمی‌شود سعدی
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

بدار یک نفس ای قاید این زمام جمال
که دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جمال

دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
پیام ما که رساند مگر نسیم شمال

به تیغ هندی دشمن قتال می‌نکند
چنان که دوست به شمشیر غمزه قتال

جماعتی که نظر را حرام می‌گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مردست در کمند غزال

تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال

اگر مراد نصیحت کنان ما اینست
که ترک دوست بگویم تصوریست محال

به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر به درنرود همچنان امید وصال

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیده خونین نبشته صورت حال

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال

به ناله کار میسر نمی‌شود سعدی
ولیک ناله بیچارگان خوشست بنال

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

پاسبان مردم چشم نگران بود مرا
 

روزگاری که رخت قبله‌ی جان بود مرا
روی دل تافته از هر دو جهان بود مرا

چند روزی که به سودای تو جان می‌دادم
حاصل از زندگی خویش همان بود مرا

یادباد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز
دل سرا پرده‌ی صد راز نهان بود مرا

یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا

یاد باد آن که چو می‌شد سرت از باده گران
دوش منت کش آن بار گران بود مرا

یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز
پاسبان مردم چشم نگران بود مرا

یاد باد آن که دمی گر ز درت می‌رفتم
محتشم پیش سگان تو ضمان بود مرا

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

خانه ام ابری است " ...

ناودانها شر شر باران بی صبری است
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است
پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است " ...
|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

هزار سالِ نوری فاصله است

حالا آنقدر غریبه‌ایم
که انگار
هزار سالِ نوری فاصله است
بین چشم‌هایمان
و دست‌هایمان
و تن‌هایمان
و کم کم فراموش خواهم کرد
رنگ چشمهایت را
در آن هم‌آغوشی عصر بهار
و تو فراموش خواهی کرد
مرا
و خط خواهی زد
این دو ماه را
و خواهی رفت
به جایی
دور از من
اما به یاد خواهم داشت
تو را
در تمام نشانه‌ها
و رنگ زرد
و بغضی
که گلویم را خواهد فشرد
حتی
با این فاصله‌ی
نوری
و دست‌هایی که دیگر وجود نخواهند داشت
تا من
بر سر انگشتانش
بوسه بزنم ...

ایمان دوباره ها

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

اس ام اس عاشقانه


اس ام اس عاشقانه ی شماره  1
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز می شود، با شناخت سست و سست تر می شود.. اما عشقی که با شناخت آغاز می شود با هر نگاه عمیق و عمیق تر می شود.
منبع: اختصاصی وبلاگ اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  2
آدم ها همه می پندارند که زنده اند. برای آنها تنها نشانه ی حیات ، بخار گرم نفس هایشان است! کسی از کسی نمی پرسد: آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟..
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با تغییر زیاد)


اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  3
گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو، تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود ، تا به خود باز آمدم او رفته بود..
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا


اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  4
آن که می خواهد روزی پرواز عشق را تجربه کند، نخست باید روی پای خود ایستادن را بیاموزد، پرواز را که با پرواز آغاز نمی کنند..
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با کمی تغییر)

اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  5
آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست، گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست، گاهی دل این قدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره، یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره..
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با کمی تغییر)


اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  6
در عشق حداقل قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه دریایی از عشق!
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با تغییر زیاد)


اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  7
روزی که به دنیا اومدی بارون میومد. ولی ابری تو آسمون نبود. این فرشته ها بودن که گریه می کردن. چون یکی از اون ها کم شده بود.. (هر چند این اس ام اس رو دوست دارم اما با عرض پوزش به محضر فرشتگان عزیز، باید بگم انسان می تونه به جایی برسه که فرشته ها به گردش هم نمی رسند! پس فرشتگان عزیز، لطفا خودتونو صمیمی نگیرید و برای ما گریه نکنید، چون ما با هم فرق داریم!)
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا


اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  8
پس چشمانت چه زمان درخواهند یافت که: "نگاه، زاده ی علاقه است!.."
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با تغییر زیاد)


اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  9
اگر می خواهی احساس ثروتمند بودن و توانگری کنی، چیزهایی را به خاطر بیاور که پول قادر به خریدن آنها نیست: با پول می توانی همسری زیبا داشته باشی اما عشقی زیبا هرگز، می توانی خانه ای مجلل داشته باشی اما آرامش هرگز، می توانی کتابخانه ای مجهز داشته باشی اما علم هرگز، می توانی تخت خوابی رویایی داشته باشی اما خواب راحت هرگز..
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  10
زندگی چون قفس است، قفسی تنگ پر از تنهایی، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان، و سپس بال و پر عشق گشودن، بعد از آن هم پرواز..
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با تغییر زیاد)

اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  11
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو بنگرد و دستی را بپذیر که بازشدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد!
منبع: کتاب اس ام اس عاشقانه انتشارات آوینا(با اندکی تغییر)


اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  12
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است.
فرستنده: عسل


اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  13
چه ساده بودم
آن هنگام كه می پنداشتم
تركیدن بادكنك آبی من،
ناگوارترین حادثه ی عالم است!
فرستنده: نفیسه

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  14
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم قرارنبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم، راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم؟ اینکه می گم تقصیر توست شاید به این خاطره که کم کنم از جرم خودم..
فرستنده: نازنین


اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  15
می دونی Love is your face یعنی چی؟ یعنی جمالتو عشقه! (عجب ترجمه ی روانی!)
فرستنده: نازنین

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  16
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند، حاشا كه مشتری سر مویی زیان كند! (البته بستگی به جانانش داره!)
فرستنده: علی


اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  17
ز درد عشق تو با كس حكایتی كه نكردم، چرا وفای تو كم شد؟ شكایتی كه نكردم..
فرستنده: علی


اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  18
غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر، شادم كه جز این نیست مرا همدم دیگر..
فرستنده: علی

اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  19
چه كسی می داند، كه تو در پیله خود تنهایی؟ چه كسی می داند، كه تو اکنون پی یك روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشای! تو به اندازه پروانه شدن خلق شدی، از برای پرواز، کِی برون خواهی رفت؟ پیله ات را بگشای..
فرستنده: زهرا


اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  20
بر خاك بخواب مهربان، تختی نیست، آواره شدن حكایت سختی نیست. از لغزش اشك های خود فهمیدم، لبخند همیشه راز خوشبختی نیست..
فرستنده: زهرا

اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  21
اکثر ما نه به خاطر یافتن فردی كامل، بلكه به خاطر کامل دیدن یك فرد نا كامل عاشق می شویم..
فرستنده: زهرا

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  22
دو تا گل بگیر دستت، یكی دست راست و یكی دست چپ. ولی من گل وسطی رو بیشتر دوست دارم! (خیر الامور اوسطها..!)
فرستنده: زهرا

اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس عاشقانه ی شماره  23
اسمتو خط نزدم از دفتر خاطره هام، آخه هنوز هر جا باشی عزیزترینی تو برام..
فرستنده: ستاره

 

 اس ام اس عاشقانه ی شماره  24

you are like the sunshine so warm,
 you are like suger so sweet,
 you are like you and thats the reason why I Love you

 

|+| نوشته شده توسط eedy در ساعت |

دانلودستان آیلین پی سی

انواع کـد هاي جديد جاوا تغيــير شکل موس